یادداشت‌ها

گفتگو با حجت الاسلام سید حمید حسینی پیرامون شایعات مذهبی در فضای مجازی

این روحانی حوزه علمیه قم، در عرصه فناوری اطلاعات در مراکز مذهبی و دینی، یکی از پیشروان و موسسان محسوب می شوند.

سید حمیدرضا محمودزاده حسینی  یکی از روحانیون فعال در فضای مجازی محسوب می شوند. ایشان متولد ۱۳۵۲ هستند و در سال ۱۳۷۰ خورشیدی به حوزه علمیه قم وارد شده‌اند. وی از شاگردان آیت الله جوادی آملی، آیت الله شبیری زنجانی، آیت الله حائری و آیت الله مددی هستند. از سال ۷۲ در مرکز تحقیقات دارالحدیث به عنوان محقق در حال فعالیت هستند و در سال ۷۶ به عنوان معاون اطلاع رسانی همین مرکز منصوب شده‌اند. پس از آن به عنوان معاون فرهنگی دانشجویی دانشگاه علوم حدیث، سپس معاون پژوهشی آن فعالیت کرده‌اند.
آقای محمودزاده حسینی از سال ۸۲ به عنوان مدیر فناوری اطلاعات و ارتباطات دانشکده علوم حدیث منصوب شده اند و از سال ۱۳۸۷ با تاسیس مرکز آموزش الکترونیکی دانشکدۀ علوم حدیث با عنوان ریاست این مرکز فعالیت کرده‌اند.

از  سال ۸۴ تا ۸۷ نیز به عنوان مشاور فناوری اطلاعات رئیس سازمان ملی جوانان مشغول به کار بوده‌اند. ایشان هم اکنون علاوه بر تدریس در دانشگاه قرآن و حدیث؛  عضو هیئت امنای «مجتمع آموزشی حضرت عبدالعظیم (علیه‌السلام)»، عضو هیئت مدیره مؤسسه «آموزش شهر»، عضو «شورای عالی فرهنگی آستان مقدس حضرت عبدالعظیم علیه السلام» و رئیس «کارگروه تحلیل و بررسی فرهنگی آستان مقدس حضرت عبدالعظیم علیه السلام» هستند.

این روحانی حوزه علمیه قم، در عرصه فناوری اطلاعات در مراکز مذهبی و دینی، یکی از پیشروان و موسسان محسوب می‌شوند. در این زمینه می توان به فعالیت های ذیل اشاره کرد:

• تأسیس پایگاه مرکز تحقیقات دارالحدیث (www.hadith.net) در سال ۱۳۷۶ و مدیریت آن تا سال ۱۳۷۹؛
• نگارش وبلاگ کلام اسلامی (http://kalaam.ir) از سال ۱۳۸۱؛
• دبیر جشنواره‌های الکترونیکی طوبی (www.toobaa.ir) از سال ۱۳۸۲ تا سال ۱۳۸۴؛
• تأسیس و مدیریت پایگاه اینترنتی دانشکده علوم حدیث (www.qhu.ac.ir) از سال ۱۳۸۲ تا سال ۱۳۹۰؛
• تأسیس و مدیریت دانشکده مجازی علوم حدیث (www.vu.qhu.ac.ir)‌ از سال 1383 تا سال ۱۳۹۰؛
•  دبیر جشنوارۀ الکترونیکی پیامبر اعظم www.payambar.ir ؛
• ایجاد و مدیریت وبلاگ تخصصی تعلیم (www.taalim.ir) با موضوع یادگیری الکترونیکی از سال ۱۳۸۸؛
• عضو پیوسته انجمن علمی یادگیری الکترونیکی ایران (یادا) از سال ۱۳۹۱؛
علاوه بر اینها، حجت الاسلام محمودزاده حسینی آثار مکتوبی در زمینه های دینی و کارکردهای فناوری اطلاعات در این زمینه ها به رشته تحریر درآورده‌اند.

همین پیشرو بودن ایشان در دنیای مجازی ما را بر آن داشت تا با ایشان در خصوص شایعات و داستانهای ساختگی در زمینه تخصصی ایشان به گفتگو بنشینیم.

بسم الله الرحمن الرحیم

  •  ازچه زمانی درشبکه هاوجوامع مجازی فعالیت می کنید؟

از حدود سال ۱۳۷۴ که اوائل دوران استفاده عمومی از اینترنت در کشور بود، سعی کرده‌ام از امکانات و ابزارهای این شبکه آگاهی‌بخش استفاده کنم. آن ایام در مؤسسه دارالحدیث قم به فعالیت‌های علمی و تحقیقاتی مشغول بودم و امکانات رایانه‌ای و روزآمد بودن این مؤسسه، کمک می‌کرد با دستاوردهای این فناوری بیشتر آشنا شوم.  سال ۱۳۷۶ در این مؤسسه، معاونت فرهنگی و اطلاع‌رسانی را ایجاد کردم و طراحی پایگاه اینترنتی دارالحدیث را در برنامه‌های اصلی این معاونت قرار دادم. تا زمانی که قم بودم،‌ مدیریت این پایگاه را بر عهده داشتم. سال ۱۳۷۹ به اصرار مسئولان دانشکده علوم حدیث به تهران آمدم و در کنار مسئولیت‌های اجرایی، تدریس در این دانشکده را آغاز کردم. آن روزها تازه پدیده‌ای به اسم وبلاگ در ایران مطرح و شناخته شده بود. من هم وبلاگی به اسم «کلام اسلامی» را در سرویس پرشین‌بلاگ ساختم و جزوه کلاس و تحقیق دانشجویان را در آن ارائه می‌دادم. البته بعد از چند سال، دامنه مستقل kalaam.ir را گرفتم که همچنان یادداشت‌هایی اعتقادی را در آن منتشر می‌کنم. از حدود سال ۱۳۸۱ موضوع آموزش الکترونیکی در چند دانشگاه مهم کشور مطرح شد. ما هم در دانشکده علوم حدیث به این موضوع پرداختیم و دانشکده مجازی علوم حدیث را ایجاد کردیم. این مرکز آموزش الکترونیکی از سال ۱۳۸۴ توانست مجوز وزارت علوم را کسب کند و تا کنون هزاران دانشجو به صورت رسمی و در عین حال، کاملا اینترنتی در آن تحصیل کرده‌اند. تا سال ۱۳۹۰ به مدت هشت سال مسئولیت این دانشگاه مجازی را بر عهده داشتم. در همان دوران، سایت تخصصی تعلیم را در زمینه آموزش و یادگیری الکترونیکی به نشانی taalim.ir راه‌اندازی کردم و همچنان یادداشت‌ها، اخبار و مطالب مرتبط با این موضوع را از طریق آن منتشر می‌کنم. پس از کناره‌گیری از مسئولیت دانشکده مجازی علوم حدیث، سعی کرده‌ام از امور اجرایی فاصله بگیرم و به فعالیت‌های علمی و پژوهشی بپردازم.علاوه بر اینها، بیش از هشت سال است که در شبکه‌های اجتماعی عضو شده‌ام و به فعالیت در این فضا اشتغال دارم.

  • به نظر شما فضای مجازی تاچه حد جامعه واقعی ایرانی را نمایندگی می‌کند؟

فضای مجازی، آیینه تمام‌نمای جامعه ایرانی نیست. به‌ویژه آنکه هنوز اقشار فراوانی از مردم ایران، دسترسی مناسبی به این فضا ندارند و فرهنگ استفاده از این فضا نیز نهادینه نشده است. ولی به هر حال، بخش قابل توجهی از جمعیت فعال و مؤثر کشور در این فضا حضور دارند و بسیاری از واقعیت‌های جامعه را می‌توان در این فضا مشاهده کرد.

  • آیا اصل وجود این پدیده‌های مجازی را برای جامعه ایرانی فرخنده می‌دانید یا نه؟

بدون تردید اصل این پدیده، بسیار مبارک و مفید است. چرا که این شبکه، پنجره‌های فراوانی را به سوی آگاهی گشوده و پیوندهای خوبی را برقرار ساخته است.

  • آیا ایراداتی نیز متوجه این پدیده می‌دانید؟ راهی نیز برای کاهش مضرات آن می‌شناسید؟

همه ابزارها و فناوری‌هایی که بشر به‌دست آورده و در مسیر پیشرفت خود به‌کار گرفته، معمولا با آسیب‌ها و مشکلاتی همراه بوده است. مهم‌ترین عامل این مشکل، استفاده‌های نادرست و نشناختن فرهنگ صحیح بهره‌گیری از آن فناوری‌ها است. فناوری اطلاعات و فضای مجازی هم آسیب‌ها و مشکلات فراوانی را به همراه دارد. ولی باید توجه داشت که این آسیب‌ها در ذات این فناوری نیست. چرا که فضای مجازی، جهانی جداگانه، با اصول و ارزش‌هایی مستقل نیست وهمه فضاها و امکاناتش تنها در حد ابزارها و رسانه‌هایی است که در خدمت انسان‌ قرار گرفته و دست‌ یابی او به اهداف و برنامه‌هایش را چه در جنبه مثبت و مفید وچه در ابعاد منفی و مخرب، تسهیل کرده است. پس اگر آلودگی و مشکلی در آن دیده می‌شود، به خاطرانگیزه‌ها و روحیات نادرست افرادی است که از آن استفاده می‌کنند. لذا اگر بتوانیم با اهدافی خوب از این ابزارها استفاده کنیم وروحیات و نگاه کاربران این فضا را بهبود ببخشیم، بسیاری از مشکلات کاهش می‌یابد.

  • به نظر شما به طور کلی شایعات و مطالب کذب از کجا نشات می‌گیرند؟

رواج دروغ و مطالب بی‌اساس در میان مردم و پذیرفته شدن آن در افکار عمومی، ریشه‌ها و عوامل متعددی دارد. از مهم‌ترین عوامل این ناهنجاری می‌توان به ناآگاهی، ضعف در اطلاع‌رسانی، زودباوری و شتابزدگی، بی‌اعتمادی به مراکز رسمی، نگرانی و احساس ناامنی، ضعف شخصیت، تعصب، میل به خودنمایی، حب و بغض، دسترسی نداشتن به نظر مخالف و نگاه یک‌سویه به موضوعات اشاره کرد.

  • میزان تقاضای جامعه چه تاثیری در ایجاد این شایعات دارند؟

مسائل فکری و فرهنگی نیز از قانون عرضه و تقاضا تبعیت می‌کنند. طبیعی است که هر قدر آگاهی عمومی و احساس امنیت در جامعه کمتر و گرایش به مسائل سطحی و احساسی در میان مردم بیشتر باشد، بازار شایعات نیز داغ‌تر خواهد بود.

  • به صورت خاص شایعات مربوط به حوزه مذهب با چه اهدافی ساخته و همه گیر می‌شوند؟

همه عواملی که برای عموم شایعه‌ها بیان شد، در شایعات و خرافات مذهبی نیز وجود دارد. اما در این زمینه، نقش برداشت‌های نادرست و تعصب، بسیار پررنگ‌تر است. بسیاری تصور می‌کنند دین در نقطه مقابل عقل یا دست کم در منطقه‌ای آزاد از آن قرار دارد. این برداشت غلط سبب می‌شود وقتی با موضوعی مذهبی مواجه می‌شوند، ارزیابی عقلانی آن را نوعی بی‌احترامی به دین و مغایر با ایمان مذهبی به‌شمار آورند. لذا هر مطلبی را در راستای گرایش‌های مذهبی خود احساس کنند، چشم و گوش بسته و کورکورانه می‌پذیرند و این پذیرش را به حساب دینداری می‌گذارند. این در حالی است که عقل همیشه و همه جا، ملاک اصلی شناخت و انسانیت ماست و اصل دین را نیز باید با همین ملاک، ارزیابی و انتخاب کرد.پیشوایان راستین اسلام نیز همواره بر اهمیت و تقدم عقل تأکید داشته و حتی با صراحت اعلام کرده‌اند اگر سخنی از ما نقل شد که با عقلتان سازگاری نداشت، هرگز آن را نپذیرید.

از سوی دیگر، منافع و حب و بغض‌های دینی که ریشه در تعصب افراد به باورهایشان دارد موجب می‌شود برخی، هر مطلبی را که به سود فرقه و گروه خود تشخیص می‌دهند، بدون بررسی، بازگو و منتشر کنند و همین امر به شایعات و خرافات دینی دامن می‌زند. بگذریم از اینکه گاهی سودجویی‌ها و تعصب، کار را دروغ‌سازی و انتشار آگاهانه خرافات می‌رساند.

  • به نظر شما ضریب نفوذ اینترنت در جامعه به کاهش این شایعات کمک می کند یا بر عکس، موجی می شود برای بیشتر برخاستن آنها؟

اگر چه ممکن است همین شبکه به ابزاری برای ترویج شایعات تبدیل شود، ولی از آنجا که مهم‌ترین نقش اینترنت، اطلاع‌رسانی و آگاهی‌بخشی است، افزایش ضریب نفوذ آن در جامعه، در درازمدت موجب آگاهی بیشتر مردم و مصونیت آنها در برابر خرافات و شایعات خواهد شد. البته به هر اندازه بر کاربردهای علمی، آموزشی و پژوهشی این فضا افزوده شود و محتوای مفیدتری برای آن فراهم گردد، سرعت این فرایند، بیشتر خواهد بود.

  • شایعات موجود در حوزه دین را عموما می‌توان به دو نوع کلی تقسیم بندی کرد، شایعاتی که (به زعم منتشرکنندگان) به نفع دین می‌باشند و شایعاتی که  (باز به زعم منتشرکنندگان) بر علیه دین می‌باشند. ما می‌بینیم در این میان مراکز، سازمان‌ها و سایت‌های مذهبی بیشتر به پاسخ دادن شبهات در دسته دوم شایعات می‌پردازند و کمتر به رسوا کردن شایعات ظاهرا طرفدار مذهب می‌پردازند. به نظر شما آیا این دسته خطری برای جامعه ندارند؟

تنها چیزی که به سود جامعه و انسان تمام می‌شود، حقیقت است. تردیدی نباید داشت که دروغ، هر قدر هم که سودبخش به‌نظر برسد، در نهایت، زیانش حتی برای کسانی که آن را به نفع خود می‌دانستند، بیش از سود آن خواهد بود. دینی که با دروغ و خرافه ترویج شود، بنایش بسیار سست است و با افزایش آگاهی‌ها و روشن شدن حقایق، پایه‌هایش فرو خواهد ریخت. سکوت در برابر خرافه یا دروغی که ظاهرا به نفع دین تمام شده، یا ترویج این‌گونه مطالب، خدمت به دین نیست و در واقع، خیانت به اساس دینداری و انسانیت است.

جریان خورشیدگرفتگی در هنگام مرگ فرزند پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و اعتراض آن حضرت به کسانی که این رخداد فلکی را با مصیبت ایشان مرتبط دانسته بودند، نمونه‌ای است که مسئولیت نهادهای دینی را در مقابله با خرافات، به‌خوبی روشن می‌کند. بر اساس آنچه در منابع اسلامی آمده، هم‌زمانی این دو حادثه، زمینه بسیار خوبی را برای افزایش ایمان و علاقه مردم به پیامبر خدا فراهم ساخته بود، اما ایشان با صراحت و قاطعیت اعلام کردند که خورشید و ماه برای مرگ کسی نمی‌گیرد. چرا که در نگاه ایشان، حقیقت از هر مصلحتی بالاتر بود و اساسا آیین اسلام، معنایی جز تسلیم در برابر حقیقت ندارد.

  • می‌خواهیم نظر شما را بدانیم. چرا گاهی رد شایعات و خرافات اینقدر خطرناک و طاقت‌فرسا می‌شود؟ برای مثال رد این داستان که «ناسا معجزه شق القمر را تایید کرده است» برای ما بسیار هزینه‌بر شد. در حالی که داستان یک منطق واضح و مشخص دارد. ناسا اساسا چنین چیزی را تایید نکرده است اما ادمین‌های این پیج تا هفته‌ها برسر این مسئله که آن را کار کنند یا نه بحث و نگرانی داشتند.

دلیلش همان تعصب و برداشت‌های نادرست است. متاسفانه بسیاری از دینداران به جای خداپرستی دچار دین‌پرستی شده‌اند. دین‌پرستی هیچ معنایی جز خودخواهی و هواپرستی ندارد. من اگر از دین و مرام خود به این خاطر دفاع کنم که عقیده‌ای را که من برگزیده‌ام باید حفظ شود، در واقع خودم را می‌پرستم و فرقه و گروه و منافع خودم را ترجیح می‌دهم. ولی اگر باور و مذهبم را بر مبنای حقیقت انتخاب کرده باشم و خود را تسلیم حقیقت بدانم، از پذیرش آن، نگران نمی‌شوم و آشکار شدن حقیقت را به سود دین واقعی و منطقی می‌دانم.

اعتقاد ما به معجزه شق القمر بر اساس نظر یا تأیید ناسا شکل نگرفته است و با تکذیب این مطلب، هیچ خدشه‌ای بر آن وارد نمی‌شود. لذا هرگز نباید از روشن شدن چنین حقایقی ترسید. مضمون حدیثی از امام صادق (علیه‌السلام) این است که اگر کسی دین خود را بر اساس حرف این و آن و نگاه شخصیت‌ها به‌دست آورده باشد، همین حرف‌ها و شخصیت‌ها هم موجب از بین رفتن دین او خواهند شد؛ ولی کسی که دینش را از دلایل محکم به‌دست آورد، حتی اگر کوه‌ها از جا کنده شوند، در دین او تزلزلی رخ نمی‌دهد.

  • آیا اساسا داستانهای دروغینی مانند «شیعه شدن انیشتین» یا «نظریه اعجاز عددی قرآن» و… را درنهایت به نفع دین و دین‌مداران می‌دانید؟

هر یک از این مسائل، نیازمند بررسی دقیق علمی است و تا زمانی که درستی آن‌ها با استدلال و استناد روشن نشده باشد، ترویج و تبلیغشان به زیان دین خواهد بود. البته باید دقت داشت که انکار یک نظریه علمی نیز نیازمند دلیل است. به هر حال تا زمانی که چیزی را نمی‌دانیم و نسبت به آن یقین نداریم نباید بازگو کنیم.

  • در سوی مقابل نیز شایعات و داستانهای بی‌ اساس زیادی ساخته می‌شود. مثلا همین داستان اخیری که درباره تابلویی بر سر چاه جمکران ساخته شده بود. به نظر شما این داستان‌ها با چه اهدافی ساخته می‌شوند؟ آیافکرمی‌کنید به هدفی که می‌خواهند خواهند رسید؟ آیا افشا شدن آن‌ها نتیجه عکس نخواهد داد؟

تعصب، تنها به پیروان ادیان و مذاهب اختصاص ندارد. هر کس حقیقتی را بپوشاند یا نادیده بگیرد متعصب است. متاسفانه بسیاری از مخالفان مذهب نیز در مخالفت و برخوردهایشان دچار تعصب و غرض‌ورزی می‌شوند در این سو نیز حقیقت پوشیده نخواهد ماند و در نهایت، نتیجه‌ای جز رسوایی نصیب دروغگویان نمی‌شود.

  • به نظر شما به عنوان یک فعال مذهبی در جامعه مجازی «پیج ستاد مبارزه با چرندیات» تا چه میزان بی‌طرف بوده است؟ آیا موارد یا رویکرد خاصی هست که به نظرتان این پیج باید در آن تجدید نظر کند یا به اصلاح آن بپردازد؟

اصل این ایده و تلاش شما بسیار ارزشمند است. با توجه به اینکه تمامی مطالب این صفحه را بررسی نکرده‌ام نمی‌توانم قضاوت دقیقی درباره آن داشته باشم اما مجموعا نگاه منصفانه و حقیقت‌جویانه این صفحه، محسوس است. احترام به دیدگاه‌های گوناگون و پرهیز از توهین نیز از ویژگی‌های خوب گردانندگان این ستاد است. مسلما هر قدر بر مسائل علمی و تخصصی تمرکز پیدا کنید و از پرداختن به حاشیه‌ها و اموری که مأموریت اصلی این صفحه نیست بپرهیزید، موفقیت و مخاطب بیشتری را به‌دست خواهید آورد.

این نکته را نیز همیشه مد نظر داشته باشید که تلاش برای رسیدن به حقیقت، لزوما به معنای دست‌یابی کامل به آن نیست. چه بسا آنچه شما یافته‌اید نیز همچنان نیاز به نقد و بررسی و تکمیل داشته باشد. پس در بسیاری از موارد بهتر است از به‌کارگیری تعابیر قطعی و نهایی خودداری کنید و مثلا بنویسید در این باره تا کنون به مستندی دست نیافته‌ایم یا صحت این مطلب، روشن نیست. چنین شیوه‌ای برای ترویج فرهنگ حقیقت‌جویی مؤثرتر خواهد بود.

  • درفضای مجازی (مخصوصا گوگل پلاس) شاهد این هستیم که مخالفین یکدیگر را بلاک می‌کنند تا حتی حرف‌های یکدیگر را نیز نشنوند، جدای از بحث‌های مربوط به ستاد و شایعات، به نظر شما آینده به کدام سمت برود بهتر است؟حذف کامل مخالفین طرز فکر شما وطرفدارانتان و یا رسیدن به یک جامعه با قدرت تحمل یکدیگر؟اگرچه منظور این سوال طرف دیگر این داستان نیز می‌باشد و در صورت امکان پاسخ آنها را نیز خواهیم گرفت اما می‌خواهیم بدانیم طرز فکر شما چیست؟آیا اصولا و به صورت نظری امکان اینکه طرف مقابل نابود نشود و کماکان بتواند در جامعه و فضای مجازی حرف بزند اما به یک تفاهم مشترک در احترام به یکدیگر برسید وجود دارد؟

تلاش برای سرکوب مخالفان و مواجه نشدن با نظرات متفاوت، نشانه ضعف انسان و مانع از رشد و پیشرفت اوست. خردمندانه‌ترین روش زندگی این است که آدمی همواره با دیدگاه‌های گوناگون مواجه باشد و از میان آنها بهترین را انتخاب کند. خداوند متعال در قرآن به افرادی که سخنان گوناگون را می‌شنوند و از میان آنها بهترینش را برمی‌گزینند بشارت می‌دهد و آنان را صاحبان خرد معرفی‌ می‌کند. امیدوارم روزی فرا رسد که یکدیگر را بیشتر تحمل کنیم و گفتگو را مبنای هم‌زیستی و وسیله‌ای برای رشد و پیشرفت خود قرار دهیم.