وبلاگ

محمود دولت آبادی: آنچه که بدون ذکر منبع از کتاب های من نقل شود «کذب محض» است.

استاد محمود دولت‌آبادی به انتشار حرف‌های غیرواقعی منتسب به خودش در فضای مجازی و فیس‌بوک اعتراض کرد.

 

بارها و بارها دیده‌ایم که جملاتی ظاهرا زیبا یا پرمعنا در فضای مجازی به نویسندگان، اندیشمندان یا سایر هنروران منسوب می‌شود. اما مشخص نیست که این جملات واقعا متعلق به ایشانند یا خیر. عده‌ای نیز هستند که استدلالشان در تکثیر این جملات این است که چه اهمیتی دارد که متعلق به ایشان باشند یا نه. مهم معنا یا مفهوم جمله است و کسی نیست که بپرسد خوب اگر چنین است چرا آن جمله را با نام نویسنده اصلی یا اصلا با ذکر – نویسنده ناشناس – منتشر نمی‌کنید؟ کدام زشت‌تر است؛ اینکه بنویسید مطمئن نیستید این جمله از ایشان است یا اینکه به اشتباه این جملات را به این و آن منسوب کنید؟ جالب اینجاست اشخاصی که جملات را به این بزرگان منسوب می کنند گاهی حتی یک خط هم از نوشته‌های ایشان را نخوانده‌اند و اصلا نمی‌دانند ژانر کار این هنرمندان چیست!

اما این داستان دو سویه است. از سوی دیگر گاهی این اشخاص معروف – و گاه خانواده ایشان – نیز بدشان نمی‌آید همانقدر که این قشر سطحی‌نگر می‌پندارند جملات قشنگ داشته باشند و اگر این مطالب را نیز رد می‌کنند چنان واضح و بلند نمی‌گویند که سدی در مقابل این داستان‌ها شود اما وقتی آش همین داستان اینقدر شور می‌شود که به هجو می‌رسد نارضایتی‌شان را با صدای بلند فریاد می‌زنند.

اما استاد دولت آبادی راه دیگری پیش گرفته‌اند. ایشان با وضوح تمام می‌گویند اگر می‌خواهید جمله‌ای از من نقل کنید با منبع کامل نقل کنید وگرنه آن جمله هرچه که باشد همه جعلی، دروغ و اصطلاحا «کذب محض» است. این اجبار به نقل منبع کامل (یا به قول استاد: عبارت، جمله یا پاره‌ای مشخص از کتابی مشخص که با قید جلد چندم، بخش چندم و صفحه‌ی چندم و نام شخصیت «پرسوناژی» که جمله‌ی مربوطه از گفته‌ی وی آورده شود) تنها راه درست نقل قول از بزرگان است. از این پس نیز اگر شما جمله‌ای از بزرگی دیدید آن را واقعی ندانید مگر آنکه آدرس دقیق برای تعیین صحت آن داده شده باشد و یا از منبع معتبر دیگری نقل قول شده باشد.

توصیه می کنیم متن کامل نامه استاد محمود دولت آبادی را که در اختیار خبرگزاری ایسنا قرار گرفته است بخوانید:

«چندی است شنیده می‌شود که سخنانی – بگویم حرف‌هایی از قول یا منسوب به من در فیس‌بوک نقل و منتشر می‌شود که پیش از هر واکنشی مایه‌ی تعجب است. روز چهارشنبه،‌ بیست‌وپنجم اردیبهشت‌ماه نودودو خورشیدی «روز گرامی فردوسی» دوستی به من تلفن زد که متنی جعلی به نام شما، بار دیگر روی صفحه‌ی مربوطه دیده‌ام و درجا به نحوی تکذیب کرده‌ام؛ و این سومین‌بار بود که نادیده گرفته بودم. اکنون بدین خط به آگاهی عموم می‌رسانم که متأسفانه فرصت در فیس‌بوک بودن ندارم و آن‌چه لازم باشد گفته شود، می‌نویسم و از طریق رسانه‌های رسمی منتشر می‌کنم؛ چنان‌چه پیش از این؛ مثل کتاب، مطبوعات، یا مشخصا از طریق ایستگاه خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا). بنابراین همه‌ی آن‌چه در صفحات مجازی همچون فیس‌بوک و جز آن از جانب من نقل می‌شود – به‌جز عبارت، جمله یا پاره‌ای مشخص از کتابی مشخص که با قید جلد چندم، بخش چندم و صفحه‌ی چندم و نام شخصیت «پرسوناژی» که جمله‌ی مربوطه از گفته‌ی وی آورده شود – همه جعلی، دروغ و اصطلاحا «کذب محض» است و به نیت مخدوش کردن حقیقت و تحریف واقعیت انجام می‌گیرد و مایه‌ی تأسف است که این میزان بی‌شرمی و بی‌وجدانی در آن‌چه امروزه رسانه‌های مجازی نامیده می‌شود، مجاز انگاشته می‌شود!!! و نکته‌ی پایانی هم این‌که «لطفا تکرار مکنید؛ تکرار مکنید!» و ممنون که تکرار نخواهید کرد! / محمود دولت‌آبادی، بیست‌وپنجم اردیبهشت‌ماه یک‌هزاروسیصدونودودو خورشیدی.»